السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

151

تفسير الميزان ( فارسي )

قرآن كريم كدام آيه است ، آن گاه در بعضى از سخنان خود فرمود : رسول خدا ( ص ) از قيل و قال و از فساد مال و از كثرت سؤال نهى فرموده ، شخصى پرسيد : يا بن رسول اللَّه شاهد اين گفتار در كجاى قرآن كريم است ؟ فرمود : خداى عز و جل فرموده : * ( « لا خَيْرَ فِي كَثِيرٍ مِنْ نَجْواهُمْ ، إِلَّا مَنْ أَمَرَ بِصَدَقَةٍ ، أَوْ مَعْرُوفٍ ، أَوْ إِصْلاحٍ بَيْنَ النَّاسِ » ) * ، كه اين آيه از نجوا نهى مىكند و قيل و قال نيز يكى از مصاديق نجوا است . و نيز فرموده : « وَلا تُؤْتُوا السُّفَهاءَ أَمْوالَكُمُ الَّتِي جَعَلَ اللَّه لَكُمْ قِياماً » « 1 » و اين همان نهى از افساد مال است . و نيز فرموده : « لا تَسْئَلُوا عَنْ أَشْياءَ إِنْ تُبْدَ لَكُمْ تَسُؤْكُمْ » « 2 » و اين نهى از كثرت سؤال است . « 3 » و در تفسير عياشى از ابراهيم بن عبد الحميد از بعضى معتمدين از امام صادق ( ع ) روايت كرده كه در تفسير آيه : * ( « لا خَيْرَ فِي كَثِيرٍ مِنْ نَجْواهُمْ إِلَّا مَنْ أَمَرَ بِصَدَقَةٍ أَوْ مَعْرُوفٍ أَوْ إِصْلاحٍ بَيْنَ النَّاسِ » ) * فرموده : منظور خداى تعالى از كلمه « معروف » قرض است . « 4 » مؤلف : اين روايت را قمى نيز در تفسير خود به همين سند نقل كرده « 5 » و اين معنا از چند طريق از طرق اهل سنت نيز نقل شده و به هر حال روايت از باب جرى است ، يعنى از باب تطبيق كلى بر بعضى از مصاديق آن است . و در تفسير در المنثور است كه مسلم و ترمذى و نسايى و ابن ماجه و بيهقى از سفيان بن عبد اللَّه ثقفى روايت كرده‌اند كه گفت : به رسول خدا ( ص ) عرضه داشتم : مرا به امرى فرمان بده كه در مسلمانيم از هر خطرى محفوظ بمانم ، حضرت فرمود : بگو : « آمنت باللَّه ثم استقم » « 6 » ، عرضه داشتم : يا رسول اللَّه از چه چيزى بيشتر از هر چيز بر من خوف دارى ؟ حضرت نوك زبان خود را گرفت و فرمود : از اين . « 7 »

--> ( 1 ) اموال خود ( را ) به سفيهان مدهيد ، چون خدا مال را مايه قوام زندگى شما قرار داده . « سوره نساء ، آيه 5 » . ( 2 ) از چيزهايى نپرسيد كه اگر برايتان آشكار شود ناراحتتان كند . « سوره مائده ، آيه 101 » . ( 3 ) كافى ، ج 1 ، ص 60 . ( 4 ) تفسير عياشى ، ج 1 ص 275 . ( 5 ) تفسير قمى ، ج 1 ص 152 . ( 6 ) ايمان آوردم به خدا ، و آن گاه استقامت بورز و پاى ايمانت بايست . ( 7 ) در المنثور ج 2 ، ص 220 .